X
تبلیغات
در جستوجوی زمان از دست رفته

در جستوجوی زمان از دست رفته

soooe tafahoom nashe

سردي نگاه بشکن ...فاصله سزاي ما نيست
تو بمون واسه هميشه...اين جدايي حق ما نيست
بودن تو آرزومه...حتي واسه يه لحظه، مي ميرم بي تو

خوندن من يه بهونه است، يه سرود عاشقونه است
من برات ترانه مي گم، تا بدوني که باهاتم
تو خود دليل بودنم، بي تو شب سحر نمي شه، مي ميرم بي تو

من عشقت رو به همه دنيا نمي دم
حتي يادت رو به کوه و دريا نمي دم، با تو مي مونم واسه هميشه

اگه دنيا بخواد من و تو تنها بمونيم، واست مي ميرم، جواب دنيا رو مي دم، با تو مي مونم واسه هميشه
خاطرات تو رو چه خوب چه بد حک مي کنم، توي تنهايي هام فقط به تو فکر مي کنم، با تو مي مونم واسه هميشه

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1390ساعت 1:6  توسط ......  | 

16 آذر روز دانشجو

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت 20:17  توسط ......  | 

تصاویر طرح ورزشگاههای قطر؛ علم و ثروت در جام جهانی/ قطر دیگر گرم نیست!

خبرگزاری مهر- گروه فناوریهای نوین: قطر روز دوم دسامبر در جلسه فیفا در زوریج سوئیس به عنوان میزبان جام جهانی 2022 انتخاب شد. به نظر می رسد که توسعه فناوری تنها کلید موفقیت این کشور دارای شرایط آب و هوایی سخت برای یک میزبانی در خور توجه باشد.

به گزارش خبرگزاری مهر، قطر به عنوان میزبان جام جهانی 2022 انتخاب شد. انتخابی که به اعتقاد بسیاری از مفسران به واسطه دلارهایی به دست آمد که از درآمد نفت به این کشور بسیار کوچک حاشیه خلیج فارس وارد می شود، اما معدود تحلیلگرانی هم هستند که هرچند قبول دارند ثروت این کشور در انتخاب آن به عنوان میزبان جام جهانی بی تاثیر نبود اما اذعان دارند که این ثروت می تواند منجر به توسعه فناوری شود و در نتیجه فناوری کلید موفقیت قطر در این انتخاب بوده است.

در حقیقت یکی از انتقاداتی که به میزبانی قطر وارد شده است هوای گرم و بیابانی این کشور است. به همین دلیل این کشور ساخت استادیمهایی را در برنامه دارد که از سیستمهای خنک کننده ویژه ای بهره می گیرند.

دمای این کشور در تابستان به بیش از 50 درجه سانتیگراد می رسد اما قطریها قصد دارند استادیمهای رو بازی را توسعه دهند که با بکارگیری از فناوریهای ویژه ای دمای محل برگزاری رقابتهای جام جهانی را در 27 درجه سانتیگراد نگه می دارند.

یکی از این استادیومها ورزشگاه "لوسیل آیکانیک" نام دارد که قرار است در دوحه پایتخت قطر ساخته شود. این استادیوم گنجایش میزبانی 86 هزار و 250 تماشاچی را خواهد داشت و توسط پارکینگها و غرفه های خدماتی محصور خواهد شد که سقف تمامی آنها را صفحات خورشیدی تشکیل می دهند.

این صفحه های خورشیدی به اندازه ای انرژی تولید خواهند کرد که انرژی مورد نیاز ورزشگاه در هنگام برگزاری مسابقات را تامین کرده و در عین حال به ساختمانهای همسایه ورزشگاه نیز انرژی خواهد رساند.

این ورزشگاه از فناوریهای دوستدار محیط زیست برخوردار است که می توانند هوای ورزشگاه را در حرارت غیر قابل تحمل دوحه، خنک نگه دارند. سقف توگود این ورزشگاه به سیستم عملیاتی بادگیر مانندی مجهز بوده و بخش مرکزی سقف زین مانند ورزشگاه از قابلیت باز و بسته شدن کامل برخوردار است.

تماشاچیان از طریق 6 پل که بر روی استخرهای آبی که ورزشگاه را احاطه کرده و شمایلی شناور مانند به آن داده اند، وارد ورزشگاه می شوند. دسترسی به این ورزشگاه که در شمال دوحه ساخته خواهد شد، از طریق جاده های اصلی و خطوط جدید مترو امکان پذیر خواهد بود.

همچنین از میان مهمترین فناوریهایی که در جام جهانی قطر استفاده از آنها پیش بینی شده است سیستمهای مخابراتی و ارتباطی است که امکان به اشتراک گذاری مسابقات را با تمام دنیا فراهم می کنند و قادر خواهند بود بدون قطع ارتباط شبکه با امنیت بسیار بالایی به فوتبال دوستان خدمات ارائه دهند.

بقیه در ادامه مطلب

منبع : خبر گزاری مهر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت 11:55  توسط ......  | 

BMW

بی ام و
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389ساعت 11:44  توسط ......  | 

پيمان دوستي موش و گربه

آورده اند که : در دل جنگل در زير درختي زيبا ، موشي تنها لانه داشت . موش هر روز صبح با طلوع خورشيد بيدار مي شد و در پي جمع آوري غذا بود ، تا شب فرا مي رسيد و به لانه مي رفت ، مي خورد و استراحت مي کرد . کمي آنطرفتر از درخت و سوراخ موش ، گربه اي زندگي مي کرد . گربه اي چاق و پشمالو که مثل موش تنها بود . يک روز صبح که موش طبق معمول براي کار روزانه از لانه بيرون آمد ، چيز عجيبي ديد . گربه در دام صيادي گير افتاده بود . حالا ديگر او مي توانست با خيال راحت و بدون ترس و اضطراب از لانه اش بيرون بيايد . چند قدم از لانه اش دور شد و به گربه گرفتار در دام ، نگاهي کرد . ناگهان يادش آمد که در لانه اش را نبسته است . برگشت كه آن را ببندد ، اما چشمش به راسويي افتاد که دورتر از درخت در کمين او نشسته بود . سر جايش ميخکوب شد و جلوتر نرفت . به بالاي درخت نگاهي انداخت . ديد جغد بزرگي روي شاخه درخت ، منتظر فرصتي است تا او را شکار کند . ترسش بيشتر شد . از هر طرف در خطر بود . نه مي توانست به لانه اش برگردد و نه جلوتر برود . نااميدانه گقت : " از همه طرف ، خطر مرا تهديد مي کند . بايد عقلم را به کار بيندازم و فکري اساسي کنم . در اين وضعيت ، بهترين و عاقلانه ترين راه اين است که با گربه از در آشتي در آيم . هرچه باشد او در دام است و خطرش براي من کمتر است . از طرفي تنها کسي که مي تواند به او کمک کند ، من هستم . شايد نياز ما به يکديگر ، موجب نجات مان شود . " موش در فرصتي مناسب به سمت گربه دويد و نزديک او ايستاد . نفسي تازه کرد و گفت : " سلام همسايه عزيز ! چه اتفاقي افتاده ؟ گربه از پشت تور نگاهي به او کرد و گفت : " مي بيني که در بند و بدبختي گرفتارم ، همانطور که تو دوست داشتي و آرزو مي کردي " . موش گفت : " شرط انصاف نيست که اينگونه قضاوت کني . من هم از ديدن تو در اين دام ناراحتم و دلم مي خواهد کاري برايت انجام دهم . درست است که کينه و دشمني بين ما غريزي است ، اما امروز هر دو در دام بلا اسيريم . تو در دام گرفتار هستي و من در خطر شکار راسو و جغد / هر دو مي خواهند مرا بخورند ، اما تا زماني که نزد تو باشم ، آنها جرأت دست درازي به مرا ندارند . اگر قول بدهي که مرا از خطر اين دو دشمن برهاني ، من هم قول مي دهم که قبل از آمدن صياد ، تو را از دام نجات بدهم .

بقیه در ادامه مطلب

منبع: از کليله و دمنه باب موش و گربه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم آبان 1389ساعت 21:0  توسط ......  | 

چشم انداز 20 ساله....

یک تاجر آمریکایی نزدیک یک روستای مکزیکی ایستاده بود. در همان موقع یک قایق کوچک ماهی گیری رد شد که داخلش چند تا ماهی بود.

از ماهی گیر پرسید: چقدر طول کشید تا این چند تا ماهی رو گرفتی؟

ماهی گیر: مدت خیلی کم.

تاجر: پس چرا بیشتر صبر نکردی تا بیشتر ماهی گیرت بیاد؟

ماهی گیر: چون همین تعداد برای سیر کردن خانواده ام کافی است.

تاجر: اما بقیه وقتت رو چیکار می کنی؟

ماهی گیر: تا دیر وقت می خوابم. یه کم ماهی گیری میکنم. با بچه ها بازی میکنم بعد میرم
توی دهکده و با دوستان شروع می کنیم به گیتار زدن. خلاصه مشغولیم به این نوع زندگی.

تاجر: من تو هاروارد درس خوندم و می تونم کمکت کنم. تو باید بیشتر ماهی گیری کنی.
اون وقت می تونی با پولش قایق بزرگتری بخری و با در آمد اون چند تا قایق دیگر هم بعدا اضافه می کنی. اون وقت یک عالمه قایق برای ماهی گیری داری.

ماهی گیر: خوب بعدش چی؟

تاجر: به جای اینکه ماهی ها رو به واسطه بفروشی اونا رو مستقیما به مشتری ها میدی و برای خودت کار و بار درست می کنی ، بعدش کارخونه راه می اندازی و به تولیداتش نظارت میکنی... این دهکده کوچک رو هم ترک می کنی و می روی مکزیکو سیتی
بعد از اون هم لوس آنجلس و از اونجا هم نیویورک... اونجاست که دست به کارهای مهم تری می زنی...

ماهی گیر: این کار چقدر طول می کشه؟

تاجر: پانزده تا بیست سال

ماهی گیر: اما بعدش چی آقا؟

تاجر: بهترین قسمت همینه، در یک موقعیت مناسب که گیر اومد میری و سهام شرکت رو به قیمت خیلی بالا می فروشی، این کار میلیون ها دلار برای عایدی داره.

ماهی گیر: میلیون ها دلار، خوب بعدش چی؟

تاجر: اون وقت باز نشسته می شی، می ری یه دهکده ساحلی کوچیک، جایی که می تونی تا دیر وقت بخوابی، یه کم ماهی گیری کنی، با بچه هات بازی کنی، بری دهکده و تا دیر وقت با دوستات گیتار بزنی و خوش بگذرونی
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 12:59  توسط ......  | 

بدون شرح

دکوراسیون
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 20:40  توسط ......  | 

انگشتان بریده؛ تاوان "گرگر" از روستاییان گاودانه

خبرگزاری مهر ـ گروه اجتماعی: روستانشیانی محروم در استان کهگیلویه و بویراحمد برای خروج از روستا مجبورند از رودخانه ای که بین جاده و محل زندگیشان واقع شده با "گرگر" عبور کنند. گرگر تا به حال انگشت دست اعضای چندین خانواده روستایی را قطع کرده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، اهالی روستای "گاودانه علیرضا" در یکی از دور افتاده ترین روستاهای شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد باید برای خرید از مغازه ای که آن طرف رودخانه است و یا رفتن به محل کار و مدرسه هر روز سوار وسیله ای به نام گرگر یا جره که شبیه به تله کابین دستی است بشوند. از رودخانه عریض مارون عبور کنند و دوباره به محل زندگی شان برگردند. اما کرایه و بهای این جا به جایی انگشتان دست است. یک بند، دو بند، یک انگشت و یا سه انگشت. فرقی نمی کند گاهی حتی جان یک روستایی بیشترین کرایه گرگر در سالهای گذشته بوده است.

گرگر، سلطان قدرتمند و بی رحم روستای گاودانه یک نیمکت آهنی است که به وسیله سیم محکمی دو طرف رودخانه مارون را به یکدیگر متصل می کند. باید هر قربانی برای رفتن از روستا به جاده روی این وسیله بنشیند و سیم را برای حرکت گرگر به سمت چرخهای دو طرف آن هدایت کند. در بیشتر مواقع انگشت دست قربانی زیر چرخ گرگر می رود و انگشتش را قطع می کند.

با انگشت نداشته اش به آینده اشاره می کند

  بقیه در ادامه مطلب

منبع : خبرگزاری مهر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 13:14  توسط ......  | 

بدون شرح

 

بچه

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر 1389ساعت 13:0  توسط ......  | 

واکسن ضد استرس ایجاد شد

یک دانشمند آمریکایی پس از 30 سال تحقیقات موفق شد اولین واکسن ضد استرس را که می تواند افراد را آرام کند توسعه داد.

به گزارش خبرگزاری مهر، یوگا و مصرف قرصهای آرامبخش در سالهای آینده به دست فراموشی سپرده می شوند به طوری که استرس مزمن می تواند به سادگی با ترزیق یک واکسن برطرف شود.

رابرت ساپوسکی استاد نوروساینس دانشگاه استنفورد در کالیفرنیا پس از 30 سال تحقیقات نشان داد که می توان مواد شیمیایی مغز را با استفاده از یک واکسن برای ایجاد یک حالت "راحتی متمرکز" تغییر داد.

وی با استفاده از تکنیکهای مهندسی ژنتیک، یک روش درمانی جدید که می تواند درمانهای آرامشبخش دارویی را حذف کند نشان داد. 

این دانشمند در مرحله اول بررسیهای خود، آسیبهای ناشی از استرس را بر روی حیوانات ساکن کنیا رصد کرد و هورمونهایی به نام "گلوکورتیکوئید" که بر روی بخشی از سیستم ایمنی بدن عمل کرده و به مبارزه با سرطان و التهابات کمک می کنند مورد مطالعه قرار داد.

نتایج این بررسیها حاکی از آن بودند که تمام پستانداران این هورمونها را تولید می کنند در کنار آن کلید خاموش کننده آن را هم دارند. به طوری که پس از رفع تهدید استرس زا ترشح این هورمون در بدن آنه متوقف می شود. این درحالی است که انسان مدرن تنها پستانداری است به مقدار زیادی "گلکوکورتیکوئید" را در پاسخ به نگرانیهای روزانه تولید می کند اما کلید بعد از تهدید استرس زا را ندارد و بنابراین نمی تواند ترشح این هورمون را متوقف کند. این هورمون از نظر بیولوژیکی سلولهای مغزی را نابود کرده و سیستم ایمنی را ضعیف می کند.

منبع خبرگزاری مهر . بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 16:40  توسط ......  |